تبليغاتX
::.خاتم الأنبیا .::

::. پايگاههاي مذهبی .::

اختصاصی خاتم الانبیا/ عمل به سیره پیامبر (ص) منشأ پیروزی انقلاب بود

مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان گفت: عمل و پیروی از سیره پیامبر (ص) منشأ پیروزی انقلاب اسلامی بود.

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت حجت‌الاسلام والمسلمین جمال یاری ظهر امروز در مراسم رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) در مصلای امام خمینی (ره) این شهر اظهار کرد: شخصیت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام به حدی بالاست که اگر بخواهیم از وی تعریف کنیم، قطعا باید از دو زبان قرآن و عترت سخن بگوییم.

وی با اشاره به اینکه قرآن وی را خوب معرفی کرده و عترت نیز که هر دو از یادگاران پیامبر (ص) است از ایشان به خوبی یاد می‌کند، تصریح کرد: از جمله سخنان آن حضرت در ساعات و روزهای آخر عمر با برکت ایشان عمل به قرآن و احترام به اهل بیت (ع) بوده است.

مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان با بیان اینکه قرآن در ابعاد مختلف اخلاق، اسوه بودن و... وی را معرفی می‌کند، اضافه کرد: خداوند بهترین معلم و بالاترین مفسر قرآن را فرستاده و ابعاد وجودی پیامبر (ص) در قرآن بسیار وسیع است.

وی‌ یکی از ویژگی‌های بارز زندگانی حضرت محمد (ص) را تعامل با مردم و اخلاق نیکو دانست و عنوان کرد: پیامبر (ص) با مردمانی که بویی از اسلام و انسانیت نبرده بودند با اخلاق، گذشت و تعامل رفتار کرد.

یاری با تاکید بر اینکه اگر تعامل بر مبانی قرآن، اخلاق و اعتقادات باشد قطعا تاثیر بسزایی دارد، خاطر نشان کرد: خداوند در قرآن چند‌ مرتبه بر مومنان منت گذاشته و نعمت‌های بزرگی را به بندگان ارزانی داشته است.

مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان‌ ادامه داد: در قرآن آمده است که خداوند فرموده به مومنان منت گذاشتیم و پیامبری از جنس خودتان گذاشتیم تا انسان‌ها را به حکمت، دانش و توحید دعوت کند و آنها را از جهل رها کند.

وی بیان کرد: امروز اگر صاحب انقلابی در کشور هستیم که در دنیا آرامش را از دشمنان گرفته و آنها را سرگردان کرده است، چیزی جز عمل به روش و سیره پیامبر اکرم (ص) نیست و انقلاب اسلامی به تبعیت از پیامبر اکرم (ص) به پیروزی رسیده است.

یاری با اشاره به اینکه مسئولیت پیامبر (ص) بسیار بالا بود و در طول 3 سال در دعوت علنی محدودیت داشت، افزود: بعضی از افراد در زمان ایشان از وی معجزه می‌دیدند ولی باز هم به وی ایمان نداشتند.

وی با تاکید بر اینکه امروز عده‌ای در مقابل فرهنگ دینی و اسلام کمترین پذیرش را ندارند و از روی دشمنی و عناد با دین سخن می‌گویند، خاطر نشان کرد: در سراسر دنیا وقتی که جمعیتی در برابر ظلم و نژادپرستی فریاد اسلامی سر می‌دهند، دشمنان مایل نیستند سخن حق را بشنوند و گاهی از مواقع جنایات آنها در قبال مردم به اوج خود می‌رسد.

این مسئول، اضافه کرد: فریاد مظلوم‌خواهی ملت ایران و ملت‌های مسلمان در جریان بیداری اسلامی برای اهداف دین اسلام، استقلال و مبارزه با الگوی استکباری دشمنان انقلاب است و امروزه ملت‌های مسلمان بیدار شده‌اند.

به گزارش فارس، پیش از برگزاری این مراسم، هیئت‌های مختلف عزاداری رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) از مسیر‌های تعیین شده با حضور پرشور مردم در مصلای امام خمینی (ره) تجمع کردند و به عزاداری پرداختند.


برچسب‌ها: سیره پیامبر اکرم, ص, مدیر کل تبلیغات اسلامی گیلان, حجت‌الاسلام والمسلمین جمال یاری
+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 18:56 توسط محمد صالحی |
احادیث پیامبر(ص) در خصوص نماز
۱) معراج مؤمن

الصلوه ، معراج المؤمن
نماز، معراج مؤمن است. کشف الاسرار، ج ۲، ص .۶۷۶ سرالصلوه ، ص ۷، اعتقادات مجلسی ، ص ۲۹

۲) نماز نور مؤمن

الصلوه نور المؤمن
نماز نور مؤمن است. شهاب الاخبار، ص .۵۰ نهج الفصاحه ، ص ۳۹۶

۳) نشانه ایمان

الصلوه علم الایمان
علامت و نشانه ایمان نمازاست. شهاب الاخبار، ص ۵۹

۴) نماز ستون دین

الصلوه عماد دینکم
نماز، پایه و ستون دین شماست . ( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۷۰ )

۵) پرچم اسلام

الصلاه علم الاسلام
نماز، پرچم اسلام است ( کنز العمال ، ج ۷، ص ,۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷ )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 10:1 توسط محمد صالحی |
نماز، آخرين سخن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم

مردم نوعاً علاقه‌مندند كه آخرين سخن و گفتار پاياني شخصيت‌هاي بزرگ و انسان‌هاي قدّيس را بدانند و كدام شخصيت همانند رسول خداست و چه كسي به پايه‌ي كمالات آن بزرگوار مي‌رسد و چه كسي است‌كه نخواهد آخرين‌كلام پيامبراكرم وسخن پاياني حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله را بداند و بفهمد؟

جابر بن عبدالله مي‌گويد: كعب الاحبار از عمر پرسش‌كرد: «آخرين سخن پيامبر چه بود؟» او گفت: «از علي عليه السلام بپرس!» كعب به نزد حضرت علي عليه السلام آمد و همين پرسش را از آن حضرت نمود. علي عليه السلام فرمود:
اسندت رسول الله الي صدري فوضع رأسه علي منكبي فقال: الصلاة الصلاة
رسول خدا را به سينه خود گرفتم پس سر مباركش را بر دوش من گذاشت و فرمود: نماز، نماز.

يعني آنچه كه بايد بدان سخت پاي‌بند باشيد و جداً از آن مراقبت نماييد و نگذاريد ضايع شده و خفيف و بي‌بها گردد، نماز است. بايد با تمام توان و همة امكانات از آن مراقبت و پاسداري كنيد و با اعزاز، تكريم، خضوع و خشوع تمام آن را به جا آوريد.
كعب الاحبار با شنيدن اين جمله گفت:

كذلك آخر عهد الانبياء و بِهِ امروا و عليه يبعثون1
آخرين سخن و پيمان انبياي الهي چنين بوده و به آن امر شدند و بر آن مبعوث و برانگيخته مي‌گردند.

كعب الاحبار كه سابقه‌ي كتب انبيا و پيامبران خدا را داشته مي‌گويد: «اين روش انبياي الهي از دير زمان است كه در آخرين لحظات عمر خود به نماز، توصيه مي‌كردند.»

به هر حال، آخرين گفته‌هاي رسول خدا، نماز و توصيه به نماز بود.
آري! نماز اولين عمل واجب الهي بود كه رسول خدا انجام دادند و حتي نماز جماعت را از آغاز اعلان اسلام در مسجد الحرام برقرار مي‌كردند در حالي‌كه جز امام امير المؤمنينعليه السلام از مردان وحضرت خديجه سلام الله عليها از زنان مأمومي نبود و نمازجماعتي برپا داشتند كه يك امام و دو مأموم داشت و از بعضي از تواريخ نقل شده2 كه روز شنبه پيامبر، مأمور به برپايي نماز گرديد و روز دوشنبه نماز جماعت درمسجد الحرام برقرار گرديد و اينك كه درحال احتضار هستند از نماز سخن مي‌گويند و بدان سفارش مي‌كنند.
برگرفته از كتاب «سيري گذرا در سيره‌ي رسول الله صلي الله عليه و آله» اثرحضرت آيت الله كريمي جهرمي
________________________________________
1 المراجعات مرحوم سيد شرف الدين با نقل از طبقات ابن سعد.
2 شايد سيرة ابن هشام.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:51 توسط محمد صالحی |
پيامبر و اقتصاد خانواده

يکي از مباحث کليدي، شناخت سيره اقتصادي معصومان(ع) است که در اين ميان، چگونگي کسب در آمد و هزينه کردن آن در زندگي، از اهميت ويژه اي برخوردار است؛ لذا اين موضوع را در سيره فردي و خانوادگي پيامبر(ص) مورد بررسي قرار مي دهيم.

الف. منابع درآمدي حضرت

زندگي 63 ساله پيامبر(ص) را اگر به سه دوره«کودکي و نوجواني»، «تشکيل خانواده» و«پيامبري و حکومت» تقسيم کنيم، منبع تأمين مخارج زندگي حضرت، بدين قرار خواهد بود:

1. ارث پدري و حمايت مالي عمويش ابوطالب: البته آن حضرت در اين سنين، گوسفندان خود و عشيره اش را به چراگاه مي برد و به امر«چوپاني» اشتغال داشت، و زماني هم همراه عمويش و نيز در کاروان تجاري خديجه(س) به کار«تجارت» مشغول شد.[1]

2. ثروت همسرش حضرت خديجه(س): در دوره جاهليت، حضرت خديجه(س) – بانوي ثروتمند قريش – کاروان هاي متعدّدي به مناطق گوناگون مي فرستاد. وي بعد از ازدواج با حضرت محمد(ص) تمام دارايي خود را به ايشان بخشيد و آن حضرت هم تا پايان عمرش از حمايت هاي معنوي و مادّي امّ المؤمنين خديجه(س) ستايش و تجليل مي کرد.[2]

3. خمس: بر اساس حکم قرآني(انفال/41) يک پنجم سود خالص درآمد ساليانه و امور ديگر – با شرايط ويژه فقهي – به خداوند، پيامبر و سادات نيازمند، تعلّق دارد که البته حضرت از حقّ خدادادي اش(سهم معصوم(ع)) هم کمتر استفاده شخصي مي برد.

4. غنائم جنگي: پيامبر(ص) هم در«غزوات» بسان يک رزمنده معمولي، از غنائم جنگي سهم مي برد.

5. بيت المال: در هنگام تقسيم درآمد حکومتي، پيامبر(ص) هم چون يک شهروند جامعه اسلامي و به طور مساوات، سهميه خود و خانواده اش را جدا مي کرد؛ گر چه باز هم در مواقعي سهم خود را به«نيازمندان» اختصاص مي داد.[3]

6. هدايا: اصحاب و برخي از سران قبائل و رؤساي کشورها(مثل: پادشاه حبشه و قيصر روم) هداياي گوناگوني به خدمت پيامبر(ص) تقديم مي کردند.[4] و يا به ميزباني آن حضرت، مفتخر مي شدند؛ چنان که آن حضرت مي فرمود: اگر شانه گوسفندي به من هديه دهند، مي پذيرم و اگر دعوتم کنند، اجابت مي کنم.[5] اگر مؤمني به خوردن يک ذراع گوسفند دعوتم کند، مي پذيرم... و اگر مشرک يا منافقي شتري بکشد و دعوتم کند، قبول نمي کنم...[6] حال، ممکن است اين پرسش مطرح شود: «ميراث مادّي و مالي حضرت، چه موارد و مبالغي بوده است؟» امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد: «وقتي پيامبر(ص) رحلت کرد، از خود دينار، درهم، غلام، کنيز، گوسفند و شتري به جا نگذاشت مگر شتر سواري خود را. و چون به رحمت الهي واصل شد، زرهش نزديک يهودي – از يهوديان مدينه – براي بيست صاع جو، که براي نفقه خانواده اش از او قرض گرفته بود، در گرو بود.»[7]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 0:2 توسط محمد صالحی |
نگاهي به سيره اقتصادي پيامبر خدا (ص)
قرآن کريم در سوره احزاب آيه 21، حضرت رسول اکرم (ص) را به عنوان الگويي نيکو معرفي مي کند. رفتار و گفتار آن حضرت در ابعاد گوناگون آموزنده، قابل فهم و همت تازه است. در اين مقاله مباحثي مرتبط با اقتصاد، چون اهميت به کار و تلاش، تدبير و ميانه روي، پايبندي به قرارداد، قرض الحسنه، عفو و گذشت از بدهکار، انفاق، ترغيب به کار و کشاورزي، اشتغال زايي، فقرزدايي، مبارزه با اشرافي گري و امتيازخواهي، سنت وقف و ترويج ساده زيستي آن حضرت به اختصار بيان شده است.

سيره اقتصادي پيامبر اعظم (ص) مي تواند موضوع يک پژوهش مفصل با ابعاد گوناگون قرار گيرد. منظور ما از سيره اقتصادي پيامبر اعظم (ص)، آن دسته از گفتار و کردار آن حضرت، يا تاييدات ايشان بر گفتار و کردار ديگران است که ارتباط مستقيم يا غير مستقيم با موضوعات اقتصادي دارد و از جمله آنها، احکام فقهي است. در اين نوشتار، برخي از اين مباحث، به اختصار و به فراخور حجم مقاله، بيان گرديده است.

1- اهميت دادن به کار و تلاش

وجود مبارک پيامبر اعظم (ص ) به کار و تلاش اقتصادي در جهت تامين معاش روزمره بسيار اهميت مي دادند و در کنار اين رهنمود، که: (دوستي دنيا ريشه همه بدي هاست.)، مي فرمودند: (الکاد علي عياله کمجاهد« في سبيل الله) يعني کسي که با دسترنج خويش زندگي و معاش خود و عيالش را تامين کند، مانند رزمنده اي است که در راه خدا مي جنگد.) و نيز: (طلب الحلال فريضه علي کل مسلم« و مسلمه«) به دست آوردن روزي حلال بر هر زن و مرد مسلمان واجب است. آن وجود مبارک خود از کودکي، مخالف بطالت و تنبلي و دائم در حال تلاش سازنده بود. در يکي از روزهايي که در کفالت حليمه بود از او پرسيد: برادرانم روزها کجا مي روند؟ حليمه گفت: گوسفندان را به چراگاه مي برند. گفت: من هم از امروز با آنان خواهم بود.

در هفت سالگي ايشان را ديدند که خاک و کلوخ در دامن ريخته و در خانه سازي عبدالله بن جدعان کمک مي کند. در طول زندگي او ديده نشد که روزي را به بيهودگي بگذراند. در مقام نيايش هميشه مي فرمودند: خداوندا از بيکاري و تنبلي و زبوني به تو پناه مي برم.

مدتي نيز به شباني گوسفندان ابوطالب مي پرداخت. در اولين سفر تجاري به همراه ابوطالب به شهر بصري رفت و رموز کار تجارت را در ضمن آن فرا گرفت. در کتاب هاي تاريخي آمده است که پيامبر مدتي از عمر خويش را به چوپاني گذراندند. اين جمله را از ايشان نقل نموده اند که فرمود: (من مدتي گوسفندان اهل مکه را در سرزمين «قراريط» شباني مي کردم.

ابوطالب به دنبال انتخاب شغل مناسبي براي برادرزاده خود، به وي پيشنهاد کرد نزد «خديجه بنت خويلد» بروند و با سرمايه  او تجارت کنند. حضرت با ايشان قرارداد مضاربه بست که در منافع کالا سهيم باشد. او مال التجاره را در شام به فروش رسانيد و با سود فراوان بازگشت. از برخي کتاب هاي تاريخي استفاده مي شود که در زمان پيامبري که فرصت تجارت و شباني نبود، حضرت اکثر اوقات خود در خانه را به دوزندگي مي گذرانده است.

به گواهي امام موسي کاظم (ع )، حضرت پيامبر(ص) با دست خودکار مي کردند و از آن ارتزاق مي نمودند. حسين بن علي بن حمزه از پدرش نقل مي کند که امام کاظم (ع ) را ديدم که در زمين خود سخت کار مي کردند و از تمام وجود ايشان عرق مي ريخت. به او گفتم: فدايت شوم مردان کجايند؟ فرمود: علي، بدان کساني کار مي کردند که از من و پدر من برتر بوده اند! گفتم: چه کساني؟ فرمود: رسول خدا (ص ) و امير مو منان (ع) و تمام پدران من با دستان خود کار مي کردند و تلاش کار، سيره پيامبران، جانشينان و همه صالحين است.

حضرت علي (ع) نيز به پيروي از رسول خدا (ص ) هرگاه از کار جهاد فارغ مي گرديد به تعليم و آموزش و قضاوت بين مردم مشغول مي شد و هرگاه از اين کار نيز فارغ مي گشت، در باغي که داشت، سرگرم کار مي شد و در همه حال به ياد خدا و در حال ذکر بود.
در وسائل الشيعه آمده است که خداوند به حضرت داود وحي نمود که اي داود، اگر از بيت المال نگيري و از دسترنج خويش بخوري، بنده خوبي هستي! حضرت داود چهل روز گريه مي کرد و بعد از آن براي معاش خود کار کرد و از بيت المال بي نياز گرديد.

پيامبر اعظم (ص ) بهترين کارها را کاري مي دانست که با دست انجام پذيرد و از ميان کسب ها بزازي و عطرفروشي را مي ستود. او اهل حرف را مي ستود و مي فرمود: خداوند اهل حرفه امين را دوست دارد.

2- تدبير و ميانه روي
تدبير به معناي عاقبت انديشي و تفکر و حسابگري در کارها است. هرگاه کارها با تفکر و تدبير همراه شود، موفقيت و پيشرفت را به دنبال خواهد داشت. به ويژه اگر ميانه روي نيز سرلوحه کار قرار گيرد. علامه طباطبايي مي گويد:
بي ترديد زندگي انسان يک زندگي مبتني بر تفکر بوده و بدون آن زندگي او سامان نمي يابد و هر چه فکر صحيح تر و تمام تر باشد زندگي بهتر و محکم تر خواهد بود.

از صفات حميده حضرت، سکوت و انديشيدن دائمي بود. او هيچ کاري را بدون تفکر انجام نمي داد. امام حسين (ع ) گويد از پدرم امير مومنان در مورد سکوت آن حضرت سوال کردم.

فرمود: سکوت حضرت به دليل بردباري، دورانديشي، اندازه قرار دادن و تفکر بود. مردي نزد رسول خدا(ص ) آمد و گفت: يا رسول الله مرا اندرزي ده. حضرت فرمود: اگر نصيحت کنم عمل مي کني؟ مرد جواب مثبت داد. (حضرت سه بار اين سوال را تکرار کردند) آنگاه فرمود:

اذا انت هممت بامر« فتدبر عاقبته فان يک رشدا فامضه و ان يک غيا فانته عنه.
هرگاه تصميم به انجام کاري داشتي در عاقبت کار بينديش، پس اگر عاقبت آن رشد (پيشرفت) بود انجام بده و اگر عاقبتش ضلالت و گمراهي بود آن را رها کن.

همچنين حضرت چنين فرمود: دعاي چند طايفه مستجاب نمي گردد: کسي که مال خود را بدون نوشته و شهود قرض دهد. کسي که تمامي مال خود را که خداوند به او داده در راه او انفاق کند و چيزي براي خود نگاه نداشته، به درگاه خداوند دعا کند که به من روزي بده.

خداوند مي گويد: مگر من به تو ثروت ندادم، چرا ميانه روي نکرده و اسراف نمودي؟ همچنين مردي که به دنبال کسب و روزي نرود و بگويد: خداوندا به من روزي عنايت کن. خداوند گويد: بنده من! راه را بر تو نبستم و تو را سالم نمودم و زمين من هم واسع است چرا بيرون نمي روي و طلب روزي نمي کني؟

در کليه رفتار و اعمال حضرت رسول اکرم (ص)، ميانه روي به چشم مي خورد. امام علي (ع ) در وصف رفتار آن بزرگوار چنين فرمود:
او پيشواي پرهيزکاران و وسيله بينايي هدايت خواهان و... راه و رسم زندگي او ميانه روي بود.
در همين رابطه، پيامبر(ص )، خود خطاب به مردم فرمود:
يا ايها الناس عليکم بالقصد عليکم بالقصد عليکم بالقصد.
مردم ، بر شما باد ميانه روي ! بر شما باد ميانه روي ! بر شما باد ميانه روي !

تاکيد فراوان روايات به شکل هاي گوناگون بر ميانه روي نشانگر آن است که عدم رعايت اين اصل مهم چه در مسائل عبادي و معنوي و چه در مسائل مادي و اقتصادي، موجب بروز مشکلات و ناراحتي ها خواهد گرديد.

ميانه روي، درخواست خدا از پيامبر(ص)

امام صادق (ع) فرمودند: کسي از پيامبر چيزي نمي خواست مگر آنکه آن حضرت مي بخشيد. يکبار زني پسرش را خدمت حضرت فرستاده و گفت: (نزد پيامبر(ص) برو و از او چيزي بخواه. اگر فرمود چيزي نزد ما نيست، بگو پيراهنت را به من بده!) امام صادق فرمود: رسول خدا (ص) پيراهن خود را درآورد و به او داد. در اين هنگام خداوند پيامبرش را به ميانه روي سفارش نمود و اين آيه را نازل نمود: که دست خود را بسته به گردن خويش ميفکن (ترک انفاق و بخشش منما) و کاملا هم باز مگذار تا اينکه ملول و تهيدست گردي !

رعايت همين سيره از طرف امام صادق (ع ) نمونه جالبي است: صبيح بن وليد مي گويد: بين مکه و مدينه، همراه امام صادق (ع ) بودم. گدايي آمد. امام به او چيزي دادند. همچنين به گداي دوم و سوم چيزي دادند، ولي در پاسخ گداي چهارم فرمود: خداوند تو را سير فرمايد. آن گاه به ما رو کرد و فرمود: چيزي با ما بود که به او بدهيم، ولي ترسيدم جزو يکي از آن سه دسته اي باشم که دعاي آنان مستجاب نمي گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 0:1 توسط محمد صالحی |
:: پیامبر و اقتصاد خانواده


مقدّمه:

یکی از مباحث کلیدی، شناخت سیرة اقتصادی معصومان8 است که در این میان، چگونگی کسب در آمد و هزینه کردن آن در زندگی، از اهمیت ویژه­ای برخوردار است؛ لذا این موضوع را در سیرة فردی و خانوادگی پیامبر صلی الله علیه و آله مورد بررسی قرار می­دهیم.

الف. منابع درآمدی حضرت

زندگی 63 سالة پیامبر صلی الله علیه و آله را اگر به سه دورة « کودکی و نوجوانی » ، «تشکیل خانواده» و «پیامبری و «حکومت» تقسیم کنیم، منبع تأمین مخارج زندگی حضرت ، بدین قرار خواهد بود :

1. ارث پدری و حمایت مالی عمویش ابوطالب 7

البته آن حضرت در این سنین، گوسفندان خود و عشیره­اش را به چراگاه می­برد و به امر «چوپانی» اشتغال داشت، و زمانی هم همراه عمویش و نیز در کاروان تجاری خدیجه 3 به کار «تجارت» مشغول شد.[1]

2. ثروت همسرش حضرت خدیجه

در دورة جاهلیت ، حضرت خدیجه 3– بانوی ثروتمند قریش – کاروان های متعدّدی به مناطق گوناگون می­فرستاد. وی بعد از ازدواج با حضرت محمّد 9تمام دارایی خود را به ایشان بخشید و آن حضرت هم تا پایان عمرش از حمایت های معنوی و مادّی امّ­المؤمنین خدیجه 3ستایش و تجلیل می­کرد.[2]

3. خمس

بر اساس حکم قرآنی (انفال/41) یک پنجم سود خالص درآمد سالیانه و امور دیگر – با شرایط ویژة فقهی – به خداوند، پیامبر و سادات نیازمند، تعلّق دارد که البته حضرت از حقّ خدادادی ­اش ( سهم معصوم 7 ) هم کمتر استفادة شخصی می­برد.

4. غنائم جنگی

پیامبر 9هم در « غزوات» بسان یک رزمندة معمولی، از غنائم جنگی سهم می­برد.

5. بیت المال

در هنگام تقسیم درآمد حکومتی، پیامبر صلی الله علیه و آله همچون یک شهروند جامعة اسلامی و به طور مساوات، سهمیة خود و خانواده­اش را جدا می­کرد؛ گرچه باز هم در مواقعی سهم خود را به «نیازمندان» اختصاص می­داد.[3]

6. هدایا

اصحاب و برخی از سران قبائل و رؤسای کشورها ( مثل: پادشاه حبشه و قیصر روم ) هدایای گوناگونی به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله تقدیم می­کردند.[4] و یا به میزبانی آن حضرت، مفتخر می­شدند؛ چنان که آن حضرت می­فرمود: - اگر شانة گوسفندی به من هدیه دهند، می­پذیرم و اگر دعوتم کنند، اجابت می­کنم.[5] – اگر مؤمنی به خوردن یک ذراع گوسفند دعوتم کند، می­پذیرم .... و اگر مشرک یا منافقی شتری بکشد و دعوتم کند، قبول نمی­کنم......[6]

حال، ممکن است این پرسش مطرح شود:« میراث مادّی و مالی حضرت، چه موارد و مبالغی بوده است؟» امام صادق7 در این زمینه می­فرماید :

«وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله رحلت کرد، از خود دینار، درهم، غلام، کنیز، گوسفند و شتری به جا نگذاشت مگر شتر سواری خود را. و چون به رحمت الهی واصل شد، زرهش نزدیک یهودی – از یهودیان مدینه – برای بیست صاع جو، که برای نفقة خانواده­اش از او قرض گرفته بود، در گرو بود.»[7]

ب : هزینة زندگی حضرت

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در طول زندگی پر برکتش – برای رفع نیازهای اوّلیة خود و خانواده­اش – از کم ترین امکانات بهره­مند بود «و کان خفیف المؤنة»[8] به برخی از این موارد، گذرا می­پردازیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 23:14 توسط محمد صالحی |
::. پيام وبلاگ .::

::.مقام معظّم رهبری(مدظلله العالی):
امروز امّت اسلام و ملّت ما بیش از همیشه به پیامبر اعظم(ص) خود نیازمند است.به هدایت او،به بشارت او،به پیام و معنویت او،به رحمتی که او به انسان ها درس داد.

****************